بعد از مرگ -وقتی بمیرم چه اتفاقی می افتد؟

اکنون شما زنده ایدو ، نفس می کشید، حرکت می کنید یا کار می کنید. در راحتی یا در بدبختی زندگی می کنید. خورشید طلوعو ، غروب می کندو ، بچه هایی بدنیا می آیند اما همچنین بعضی ها نیز در حال مردن هستند.

تمام زندگی فقط

یک ترکیب موقتی است

اما،

بعد از مرگ به کجا می روید؟

چه آدم مذهبی باشید،

 یا خیلی ساده به چیزی اعتقاد نداشته باشید،

 شما هنوز نیز نیاز دارید تا این سوال مهم را جواب دهید،

 زیرا بعد از زندگی کوتاه زمینی،

 انسان به سمت مقصد ابدی اش می رود (جامعه۱۲: ۵).

اما به کجا؟

قبرستانی که در آن خاک خواهید شد نمی تواند روحتان را دفن کند. باوجود اینکه بدن شما در هیزم سوزانده می شود نمی تواند روحتان را بسوزاند. اگر در دریا غرق شوید روح شما غرق نخواهد شد.

روح شما هرگز نخواهد مرد!

متن را کامل بخوانید: بعد از مرگ -وقتی بمیرم چه اتفاقی می افتد؟

خدای آسمانو ، زمین گفته است:

"تمام روح ها مال من هستند"

روح شما در بعضی از جاها، "خود واقعیتان"را درحالی که هنوز زنده اید (در زندگیتان)می بیند—چه خوب یا چه بد. اشاره به عبرانیان۹: ۲۷.

 ممکن است شما خالصانه پرستش کنید.

 ممکن است برای کارهای بدتان احساس تأسف کنید.

 ممکن است چیزی که دزدیده اید را برگردانید.

 قطعاً اینها مهم هستند—

 اما—

 نمی توانید برای گناهانتان جلب رضایت کنید.

خدای بهشت، قاضی درست کار در تمام زمین از گناهانو ، زندگی شما مطلع است. هیچ چیزی از او مخفی نیست. شما با گناهانتان هرگز نمی توانید به بخششو ، افتخار جهان آینده دست یابید. اما این خدای آسمانی، خدای عشق نیز هست. او راهی برای رهایی روحو ، جسم شما طراحی کرده است. لازم نیست که تا ابد در شومیو ، آتش جهنم گرفتار شوید. خدا، عیسی را به این جهان آورد تا روح شما را نجات دهد. عیسی گناهان شما را وقتی که زجر کشیدو ، روی صلیب مرد، از بین برد. خدا بهترین بهشت را به عنوان قربانی برای گناهان شما داد. "برای گناهان ما بود که او مجروح شدو ، برای شرارت ما بود که او را زدند. او تنبیه شد تا ما آرامش داشته باشیم. از زخم های او ما شفا یافتیم" (اشعیا ۵۳: ۵)این حرف هاو ، سخن ها خیلی سال ها قبل تر از آمدن عیسی به زمین، پیش بینی شده بودند.

آیا باور دارید که عیسی شما را دوست دارد؟ آیا او را دعا می کنیدو ، گناهانتان را به او اعتراف میکنید؟ آیا توبه می کنیدو ، به عیسی پسر خدای زنده ایمان می آورید؟ با تعهد کامل به او، او برای روح شما آرامش می آوردو ، به شما زندگی پر افتخار بعد از مرگ می دهد. فقط از این طریق شما می توانید مطمئن باشید که زندگی ابدی همراه با شادیو ، راحتی برای روحتان مهیا خواهد شد. اما!چاله شومو ، آتش تمام نشدنی منتظر کسانی است که در دوره زندگیشان، عشق رهایی بخش عیسی را رد کردند. بعد از مرگ، هیچ راه بازگشت یا نجاتی نیست. "سپس او به آنان که در سمت چپ خود ایستاده اند خواهد گفت: از من دور شوید، شما محکوم به آتش ابدی هستید که برای شیطانو ، فرشتگانش آماده شده است" (متی ۲۵: ۴۱). "این غلام بی فایده را به تاریکی بیندازید تا در آنجا از شدت گریه، دندانهایش را برهم بفشارد" (متی۲۵: ۳۰)

خدا در کتاب مقدس درباره قریب الوقوع بودن قضاوت نهایی بر روی زمین هشدار می دهد. در این متون مقدس پیشگویی شده است که قبل از آن روز برجسته قضاوت، آوازی واضحو ، مشخص وجود خواهد داشت.

قبل از آمدن او، جنگ ها یا شایعه هایی از جنگ خواهد بود که موجب پریشانیو ، حیرت ملت ها خواهد شد. ملت ها با هم جنگ خواهند کردو ، اینطور به نظر می رسد که نمی توانند اختلافات رفتاریو ، عقیده ای خود را کنار بگذارند.

زمین لرزه هاو ، بیماری طاعون قسمت های به خصوصی از زمین را فرا خواهند گرفت. کتاب مقدس به ما می گوید که انسان های شیطان صفت، بدترو ، بدتر خواهند شد. در آن زمان مردم به این اخطار توجه نخواهند کردو ، بنده لذت ها می شوند به جای اینکه بنده عشق خدا شوند. آیا شاهد تحقق این پیشگویی در این روزگار نیستیم؟ برگرفته از متی ۲۴: ۶-۷، ۱۲و ۹همچنین دوم تیموتیوس ۳: ۴

این را به خاطر داشته باشیم که تنها قاضی بزرگ ما، تحت تآثیر، ثروت یا فقر، شهرت یا خفت، رنگ یا نژادو ، قبیله یا عقیده قرار نمی گیرد. روزی ما در مقابل خالق بزرگو ، خداوندمان خواهیم ایستادو ، بر اساس کارهایمان قضاوت خواهیم شد.  متی ۲۵: ۳۲-۳۳را بخوانید

 در ابدیت بی پایانی که در پیش داریم، زمان، تقویم سالیانهو ، قرن مفهومی نخواهد داشت. دود غذاب گناه کارانو ، بی خدایان برای همیشهو ، همیشه بلند خواهد شد، در حالی که همزمان در بهشت بی پایان، شادی، موسیقی، برکتو ، راحتی برای رستگاران وجود دارد. تصمیمتان را همین حالا بگیرید. هرچه زودتر بهتر چون ممکن است دیر شود. "مطلع باشید، اکنون روز رستگاری است" (دوم قرنتیان۶: ۲ ، متی ۱۱: ۲۸-۳۰)

ارتباط با ما

درخواست بروشورها

برنامه فوق العاده خدا برای نجات

نور جهان

کتاب مقدس کلام خداست، یک حقیقت ابدی. کتاب مقدس شامل خلقت، نافرمانی انسان از خدا وآسیب هایی که بخاطر گناه بر انسان وارد شده است. کتاب مقدس همچنین به ما در مورد عشق خدا به انسان که برنامه ای برای رهایی انسان دارد می گوید. او درباره نجات دهنده ای که به دنیا آمد وبرای گناه انسان مرد، وبرای نجات انسان از مردگان برخاست می گوید.

هرکسی که پیامش را باور دارد، آمرزش گناهان، آرامش ذهن، عشق به همه ی مردم، قدرت وامید زندگی ابدی را تجربه خواهد کرد.

خلقت فوق العاده خدا

خدا، خالق جهان ، همیشه بوده است. او همه جا وجود دارد واو قادر ودانا است. به وسیله ی قدرت فوق العاده ی او همه چیز خلق شد. خدا این زمین را که از آب پوشیده شده بود خلق کرده سپس گفت: "بگذار زمین های خشک نمایان شوند" واین اتفاق افتاد. او تپه ها ودره ها را خلق کرد وآن را با سبزه ها، گل های زیبا وانواع درختان پوشاند. او پرندگان رابا آواز های متفاوت خلق کرد. خدا همه ی حیوانات را خلق کرد از کوچک تا بزرگ وآنها را در زمین ها وجنگل ها سرگردان کرد. همچنین حشرات وخزندگان که در زیر زمین زندگی می کنند. او دریاچه ها واقیانوس ها وتمام حیوانات ساکن در آب را خلق کرد. او قاره ها را خلق کرد که تمام مردم با نژادهای مختلف روی آن زندگی کنند. خدا خورشید را خلق کرد که به زمین نور وگرما دهد وماه را خلق کرد تا در شب به زمین روشنایی دهد. او آسمان را با هزاران ستاره ی زیبا که چشمک می زنند، تزیین کرد. و در آخر، خدا از خاک زمین به انسان شکل داد. سپس در بینی انسان روح حیات دمید وانسان تبدیل به یک روح زنده شد. خدا نام او را آدم گذاشت.

خدا متوجه شد که آدم به کسی نیاز دارد که به او کمک کند . سپس او را به یک خواب عمیق برد. پس خدا یکی از دنده های آدم را برداشت وبه شکل یک زن فرم داد. آدم ، خوا را دوست داشت واو نیز آدم را دوست داشت. آن ها رابطه ی خوبی با یکدیگر داشتند. این نقشه ی خدا برای تشکیل یک خانواده بود.

خدا همه چیز را در شش روز آفرید ودر روز هفتم استراحت کرد. او به چیزهایی که خلق کرده بود نگاه کرد ودید که آن ها بسیار زیبا شده اند. پس خدا روز هفتم را برکت داد وبه عنوان روز استراخت انسان مقدس شمرد.

متن را کامل بخوانید: برنامه فوق العاده خدا برای نجات

کتاب مقدس از فرشته ی رانده شده ای به نام شیطان می گوید. او از بهشت تبعید شد واو دلیل همه ی پلیدی هاست. بخاطر وجود او، غم، زجر، مریضی ومرگ به این دنیا وارد شد.

شروع غم انگیز گناه

خدا آدم وحوا را دوست می داشت. او یک باغ زیبا برای آن ها ساخت که در آن زندگی کنند. آن باغ، باغ عدن نام داشت. آدم باید از آن مراقبت می کرد. در آن باغ مقدار زیاد ومختلفی از سبزیجات ومیوه ها برای تغذیه بود. درختی در آنجا به نام درخت شناخت نیک وبد وجود داشت. خدا به آدم گفت که نباید از میوه ی آن درخت بخوری واگر روزی از آن درخت بخوری، خواهی مرد. روزی شیطان به سراغ حوا رفت وبه او دروغی گفت. او گفت: اگر از میوه ی آن درخت بخوری، نخواهی مرد بلکه مانند خدا می شوی ومی توانی خوب را از بد تشخیص دهی. (پیدایش۳: ۴-۵)

وقتی که حوا به میوه ی آن درخت زیبا نگاه کرد، فکر کرد که برای خوردن خوب است وخوردنش برای او دانایی می آورد. او چند میوه از آن درخت برداشت وبه آدم داد وبا هم مشغول خوردن شدند. سریعاً در قلبشان احساس گناه کردند. آن ها قبل از آن این احساس را تجربه نکرده بودند.

آن ها می دانستند که کار خیلی اشتباهی انجام داده اند. آن ها از خود بسیار خجالت زده بودند، وقتی که به آن نافرمانی فکر می کردند. وقتی به دیدن خدا فکر می کردند، ترس قلبشان را فرا می گرفت. بنابراین خود را در میان درختان باغ مخفی کردند. عصر آن روز خدا آدم را صدا زد وگفت: "تو کجایی؟ آن ها نمی توانستند از خدا مخفی شوند، پس به حضور خدا آمدند وبه عمل اشتباهشان اعتراف کردند. خدا به آن ها فهماند که نافرمانی از دستور او چه گناه بزرگی است. خدا به آن ها گفت که برای این کارشان باید مجازات شوند. آن ها از الان باید درد ومشکلات را در زندگیشان تجربه کنند. آن ها دیگر باید برای زندگیشان کار کنند. بدن هایشان دیگر پیر وفرسوده می شود. آن ها خواهند مرد وبه خاک خواهند برگشت.

بعد از اینکه آن ها از آن باغ زیبا بیرون رانده شدند، خدا با استفاده از یک شمشیر آتشین محافظ هایی برای جلوگیری از خورده شدن میوه های درخت زندگی قرار داد.

آن ها متوجه شدند که گناه چه عواقبی دارد وچه پشیمانی هایی را به همراه می آورد.

نتیجه غم انگیز گناه

آدم وحوا بخاطر این نافرمانی وگناهی که مرتکب شده بودند بسیار پشیمان بودند. علی رغم این گناه، خدا باز هم آن ها را دوست می داشت. او قول داد که نجات دهنده ای را برای نجات ورهایی انسان ها بفرستد.

قابیل وهابیل اولین پسرهای آدم وحوا بودند. روزی آن ها برای خداوند پیشکشی بردند. قابیل غذاهایی که خودش تولید کرده بود را آورد. هابیل نیز یک بره از گله اش آورد وآن را قربانی کرد وخونش را ریخت. قربانی هابیل خدا را خوشنود کرد اما خدا با چیزهایی که قابیل آورده بود ، خوشحال نشد.

وقتی قابیل متوجه شد که خدا از هابیل خوشنود است، حسادت ونفرت وارد قلبش شد. سپس روزی وقتی که آن دو با هم در باغ بودند، قابیل برادرش هابیل را کشت. خدا از قابیل پرسید: "برادرت هابیل کجاست"؟ قابیل از گفتن حقیقت امتناع کرد، پس او گفت: "از کجا بدانم، مگر من نگهبان او هستم"؟ (پیدایش ۴: ۹)

قابیل از دستورات خداوند تبعیت نکرد. خدا از قبل به او تذکر داده بود که اگر فقط خوب رفتار کند، از جانب خدا پذیرفته می شود. اگر فقط رفتارش را عوض کند وبرادرش را دوست بدارد. بار دیگر، گناه باعث جدایی حضور خدا از انسان شد. قابیل فراری وآواره شد.

خدا آنقدر جهانیان را دوست دارد که پسرش را قربانی کرد

"برای تو در این روز، نجات دهنده ای متولد شد که نامش مسیح خداوند است" (لوقا ۲: ۱۱)

وقتی که هابیل مرد وقابیل خانه ی خود را ترک کرد، آدم وحوا پسر دیگری به دنیا آوردند. اسم او شیث بود. شیث آدم خدا ترسی بود. خدا اولاد شیث را برکت داد. آن ها قول فوق العاده خدا درباره ی فرستادن یک نجات دهنده را شنیده بودند وباور کرده بودند. بخصوص ابراهیم، به خدا اعتقاد داشت وبخاطر همین به او دوست خدا می گفتند. ابراهیم گفته بود که از طریق اولادش تمام خانواده های زمین برکت داده خواهند شد. صدها سال بعد خدا وعده ی فرستادن نجات دهنده به این جهان را تحقق بخشید. این کار از طریق یک معجزه در یک شهر کوچک در بیت لحم در یهودیه اتفاق افتاد. در یک اصطبل فرزندی از مریم باکره زاده شد (لوقا ۲: ۱-۷).

فرشته ای به او گفت که او باید عیسی نامیده شود (به معنای نجات دهنده). او معلم بزرگی خواهد شد که به بسیاری از مردم درباره ی خدا آموزش می دهد. عیسی مانند دیگر کودکان بزرگ شد. در سن ۱۲ سالگی او کلام خدا را بهتر از دکترها ووکیل های اورشلیم متوجه می شد. به نظر می آمد که او چیزهای زیادی درباره ی قانون وپیامبری می داند. کسی نمی توانست سوالی از او بپرسد که او قادر به پاسخ گویی نباشد.

عیسی خیلی به نیازهای مردمش علاقه مند بود. وقتی که ۳۰ ساله بود، او شروع به درس دادن در پرستشگاه یهودیه کرد. روزی او در انجیل عهد قدیم پیشگویی درمورد آمدن مسیح موعود خواند. وقتی که او خواندن را تمام کرد به مردم گفت : "امروز این نوشته به حقیقت تبدیل شد" (لوقا ۴: ۲۱).

او به مردم با اقتدار آموزش می داد. او موعظه می کرد که پادشاهی خدا نزدیک است وتوبه برای وارد شدن به آن پادشاهی لازم وضروری است. او آموزش داد که مردم خدا را با فروتنی وخالصیت عبادت کنند. او بی ایمانان ومغروران را بخاطر گناهانشان سرزنش می کرد وانجیل عشق را برای فقیران ونیازمندان موعظه می کرد.

عیسی زندگی بی پایان پیشنهاد می دهد

عیسی گفت: "آن کسی که مردگان را زنده می کند وبه ایشان زندگی می بخشد من هستم. هر که به من ایمان داشته باشد ، اگر حتی مانند دیگران بمیرد، بار دیگر زنده خواهد شد" (یوحنا۱۱: ۲۵)

عیسی معجزه های فراوانی انجام داد برای اینکه به مردم ثابت کند که نجات دهنده ی وعده داده شده از جانب خداست. او بیماران را شفا داد، به نابینا بینایی بخشید، ناشنوا را شنوا کرد، شیطان را بیرون راند ومرده را زنده کرد. روی آب راه رفت ودریای خروشان را با کلامش آرام کرد. او با درخت انجیر صحبت کرد وروز بعد آن درخت را از ریشه خشک شده یافتند. او به بیش از ۵۰۰۰ نفر آدم گرسنه، با ۵ عدد قرص نان و۲ ماهی غذا داد. وقتی که همه به اندازه کافی غذا خوردند، هنوز به اندازه ی ۱۲ سبد غذا باقی مانده بود. ماهیگیران هنگامی که در فرمان او بودند، تعداد زیادی ماهی را شکار کردند. روزی عیسی مسیح ۱۰ جزامی را که درباره شهرت او شنیده بودند ملاقات کرد. آن ها گریه کردند، "آقا به ما رحم کن. "با کلام او آن ها مداوا شدند.

روزانه جمعیت زیادی عیسی را دنبال می کردند چه در شهر وچه در هنگام سفر. مردم توسط کلام خوشایند، مهربانی، دلسوزی او ومعجزه هایش برکت داده می شدند.

او شروع کرد به گفتن اینکه پسر خداست وخدا پدر اوست. تمام کسانی که حرف او را باور کردند، برکت داده شدند. او به معتقدان خود می گفت که آنان فرزندان خدا هستند.

عیسی به شاگردان خود می گفت: من می روم تا آنجا را برای شما آماده کنم. وقتی همه چیز آماده شد باز خواهم گشت وشما را خواهم برد. تا جایی که من هستم شما نیز باشید. (یوحنا۱۴: ۲-۳) این مکان در بهشت برای تمام مسیحیان واقعی است.

"بیایید ای عزیزان پدرم!بیایید تا شما را در برکات ملکوت خدا، سازنده این جهان سهیم گردانم". (متی۲۵: ۳۴)

مسیح برای گناه ما مرد

"وقتی آن ها به جلجتا رسیدند، آنجا او را به صلیب کشیدند. " (لوقا۲۳: ۳۳)

کاتبان وفریسیان مزاحمت های فراوانی را برای عیسی وآموزه هایش ایجاد می کردند.

او اغلب آن ها را برای جستجوی افتخار وپول های غیر قانونیشان مورد انتقاد قرار می داد. آن ها بسیار به عیسی حسادت می کردند، زیرا بسیاری از مردم او را باور داشتند واو را دنبال می کردند واو را ستایش می کردند. آن ها می ترسیدند که مردم عیسی را بعنوان پادشاه بپذیرند. آن ها سعی کردند کارهایی انجام دهند وحرف هایی بزنند که مردم ایمانشان به عیسی را از دست بدهند اما عیسی در برابر آن ها داناتر بود. خشم وتنفر آن ها نسبت به عیسی با افزایش محبوبیتش در میان مردم، افزایش می یافت. این خشم ونفرت آنچنان بزرگ شد که نقشه ی قتل او را کشیدند. آن ها عیسی را به دادگاه بردند، او را متهم به بدکاری وکفرگویی کردند. آن ها خیلی اتهامات دروغین به او زدند. سپس او را پیش پونتیوس پیلاطس ، فرماندار رومی، یهودیه بردند. پیلاطس هیچ گونه ایرادی در عیسی پیدا نکرد بنابراین تصمیم گرفت او را آزاد کند. اما آنان که به عیسی اتهام زده بودند عصبانی شدند وگریه کردند، "او را به صلیب بکشید، او را به صلیب بکشید" وقتی پیلاطس خشم وگریه ی آن ها را دید، به خواسته ی آن ها عمل کرد وعیسی را به آن ها تحویل داد. آن ها عیسی را گرفتند وتاجی از خار بر سر او نهادند وبا تمسخر او را شاه نامیدند. آن ها بر صورتش تف می کردند وبی رحمانه او را می زدند. سرانجام او را به صلیب کشیدند واجازه دادند که او بمیرد.

عیسی بی گناه به مرگ محکوم شد. همانند بره ای که هابیل صدها سال پیش برای خدا قربانی کرد. هابیل آن بره را بعنوان نماد بره خدا که قرار است برای گناهان جهانیان بمیرد به خدا پیشکش کرد. پیامبران قدیمی همچنین درباره ی عیسی گفته بودند که او زجر می کشد ومیمیرد. یحیی تعمید دهنده گفته بود: "این همان بره ای است که خدا فرستاده تا برای آمرزش گناهان همه ی مردم دنیا قربانی شود" (یوحنا۱: ۲۹).

خدا آنقدر مردم جهان را دوست دارد که تنها فرزندش را فرستاد که هرکه به او ایمان آورد، هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانه یابد" (یوحنا۳: ۱۶)

عیسی از مردگان برخاست تا ما را آزاد سازد

"او اینجا نیست!همانطور که خودش گفته بود، زنده شده است. جلو بیایید وجایی را که جسد او را گذاشته بودند، به چشم خود ببینید. " (متی۲۸: ۶)

در روز سوم پس از مرگ ودفن عیسی ، که اولین روز هفته بود، چندین زن به قبر عیسی رفتند تا او را عطراگین کنند. از آنجایی که صبح خیلی زود بود، آنها از دیدن قبر خالی شگفت زده شدند. بدن عیسی در آنجا نبود. آنها مات ومبهوت بودند که ناگهان، دو فرشته با لباس های درخشان وخیره کننده در مقابل آنها ظاهر شدند وگفتند: "چرا در بین مردگان به دنبال شخص زنده می گردید؟ او اینجا نیست بلکه برخاسته است". (لوقا۲۴: ۵-۶).

به سرعت به سوی شاگردان عیسی برگشتند تا آنچه را که شنیده اند ودیده اند را بازگو کنند. شاگردان داستان آن دو را باور نکردند بنابراین پطرس ویوحنا رفتند تا خودشان تحقیق کنند. آن ها نیز قبر را خالی یافتند. آنها وارد شدند ولباس کتان ودستمال سری که سر عیسی را با آن پوشانده بودند، پیدا کردند. وقتی آنها ، این چیزها رادیدند حرف های آن دو زن را باور کردند. در بعداز ظهر همان روز، شاگردان در پشت درهای بسته بودند چون از یهودیان می ترسیدند. ناگهان عیسی در میان آنها ظاهر شد وگفت: "صلح وسلامتی برای شما باد". او به آنها جای میخ ها وزخم پهلویش را نشان داد. وقتی آنها خداوند را دیدند، خوشحال شدند وباور کردند که او همان عیسی است که به صلیب کشیده شد واز مردگان برخاست. پس از آن، عیسی خودش را به بسیاری از مردم نشان داد، تا دلیل کاملی از رستاخیز او باشد.

صبح روزی که عیسی از مردگان برخاست هنوز نیز شکوهمند ترین روز تاریخ است. در این روز، برنامه ی کامل خدا برای رستگاری کامل شد. این برنامه ی رستگاری، تغییری در قلب وزندگی انسان ها توسط فضل خدا از طریق ایمان به عیسی ، مرگ ورستاخیز او ایجاد کرد.

کسی که با مسیح متحد است، حیاتی تازه دارد. هر آنچه کهنه بود درگذشت واینک زندگی نو شروع شده است. " (دوم قرنتیان۵: ۱۷).

الان تمام کسانی که عیسی را در قلبشان قرار دادند واو را مطیعانه، در تمام زندگیشان عبادت کردند، برای همیشه در بهشت زندگی می کنند. عیسی گفت: "چون من زنده ام شما نیز خواهید زیست" (یوحنا۱۴: ۱۹)

آیا این پیام بر قلب هایتان تأثیر گذاشت؟ واکنش شما به آن چیست؟ آیا توبه خواهید کرد وبه انجیل ایمان خواهید آورد؟ "در هیچ کس دیگری، رستگاری نیست ودر زیر آسمان ، هیچ نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا بوسیله ی آن نجات یابیم" (اعمال رسولان۴: ۱۲) تأخیر نکنید امروز به سوی عیسی بیایید.

ارتباط با ما

درخواست بروشورها

قدرت تاریکی

شناخت تاکتیک های شیطان در نور کلام خداوند

قصد کتاب مقدس، تمرکز بر روی شیطان وکارهایش نیست. با این وجود ما در کتاب مقدس چیزهایی را می یابیم که شخصیت وکارهای شیطان را برملا می سازد.

شیطان، زمانی یک فرشته بود، اما او برعلیه خدای خالقش شد ومی خواست که مثل او باشد.

شیوه های پادشاهی تاریک شیطان جدید نیستند. آنها نوعی از پیشنهاد هایی هستند که برای رقابت با پادشاهی خدا در این سالها ارائه داده است. او پیشنهادهایی دارد برای جایگزین کردن کارهایی که خدا از طریق قدرت کتاب مقدس انجام داده است. ما در قسمت خروج کتاب مقدس، درباره ی قدرت جادوگران مصری که سعی کردند معجزه هایی که خدا بوسیله ی موسی انجام داده بود را بازسازی کنند را می خوانیم. در کتاب ایوب، حسادت شیطان به وفاداری ایوب به خدا بسیارآشکار است. او از ظلم وستم استفاده کرد تا ایوب را برعلیه خدا کند.

متدهای شیطان توسط این موارد مشخص شده است: ترس، تهدید، وعده ی لذت یا قدرت، وحشت وبدگمانی. بعضی از اولین چیزهایی که به ما پیشنهاد می دهد، به نظر بسیار جالب وکنجکاوانه هستند. او پیشنهاد می دهد، "آیا دوست داری آینده را بدانی یا توانایی این را پیدا کنی که چیزی را ببینی که دیگران قادر به دیدن آن نیستند؟ "او ممکن است درمانی را پیشنهاد دهد که فراتر از محدوده ی علم است.

طالع بینی یا رمالی ممکن است تا حدی ساده به نظر برسد، اما به زودی کلمات یا فرمول های جادویی، مشاهده ی روزهای خاص وترس از اعداد بدشانس را بدنبال دارد. این ایده معرفی می کند که روح هایی وجود دارند که باید به آنها احترام گذاشته شود واز آنها ترسید زیرا که آنها ممکن است از قدرتشان علیه ما استفاده کنند. بنابراین شیطان، ناآگاهان را از طریق ترس از او وارواح او به تله می اندازد. خیلی از افراد بخاطر کنجکاوی به اینگونه مسائل که در ابتدا ساده به نظر می رسیدند، گیر افتاده اند. بوسیله ی آزمایش کردن روح ، احضار روح، طالع بینی، خواندن کف دست وخیلی از این روش ها، خود را در برابر روح های شیطانی ومشکلات بعد از آن آسیب پذیر کرده اند.

هدف شیطان، فاسد کردن ودرنهایت نابود کردن اعتقاد مسیحیان به خداست. مسیحیان پیروزی را با داشتن ایمان به مسیح وفقط تنها او ، تجربه می کنند. میل به دانستن ناشناخته ها وشهوت وقدرت انگیزه ای است برای کسی که، با آن قلمرو شیطانی را تجربه کند. اعتماد ساده به خدا باعث می شود تا خیال کسی را از بابت ناشناخته ها راحت کند وبه قدرت مسیح اطمینان کامل داشته باشد.

متن را کامل بخوانید: قدرت تاریکی

چیزی که با کنجکاوی یا آزمایشات آغاز شود، ترس به اندام انسان می اندازد، ترس از چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد، ترس از قدرت های بزگتر، ترس از مردم وترس از خود شیطان. این ترس ها شخصی را که به خود اجازه می دهد که خودش را درگیر شک کند، محاصره می کند. در واکنش به این ترس ها، شیطان ادعا می کند که یک پادزهر دارد. او قدرت بیشتری را پیشنهاد می دهد، اگر که شخص خودش را تحت کنترل یکسری آیین ها ویا دیگر فرمانبرداری ها قرار دهد.

او می گوید: ترس از دیگر ارواح می تواند با تسخیر یا قدرت های بزرگتر مقابله کند. بنابراین شخص به سطوح متوالی قدرت معرفی میشود به جای آنکه باعث دست یافتن به سطوح بالاتر آرامش شود وهمچنین باعث یک مارپیچ بی پایان به عمق پلیدی شیطانی می شود. امنیت وعده داده شده توسط شیطان ، جایگزین نیاز به حفاظت توسط یک قدرت بالاتر می شود. این سیستم شیطان پرستی است. برنامه شیطان گرفتن جای خداست. شیطان آفریده شده بود که پرستش کند نه اینکه پرستش شود. او قدرت مطلق نیست، او نمی تواند بر بره خدا غلبه کند. او نمی تواند امنیت دهد. او به خوب بودن ما علاقه مند نیست. با این حال او به طور مداوم کار می کند تا قدرتش را به مردم تحمیل کند وآنها را مجبور به پیروی کردن از خود کند. او سعی می کند تا بی اعتمادی نسبت به خدا وپادشاهیش ایجاد کند. او سعی می کند تا سازمانی را تأسیس کند که خودش استاد آن باشد. این سازمان با سیستم ترس وتوهم قدرت، پیشرفت می کند. او کارهای فوق العاده ای برای ایجاد ترس ووحشت در ذهن مردم انجام می دهد (دوم قرنتیان۱۱: ۱۴-۱۵). نتیجه ی این سیستم نابود کردن آرامش، امنیت افراد، خانه ها ودولت هاست. این مسئله باعث اسارت مردم میشود واگر بخواهند از آن فرار کنند ، کاملاً احساس تهدید شدن می کنند.

شیطان تلخ ترین، بدجنس ترین، فاسدترین وبدترین دشمنی است که شما دارید. او کاملا بدون شرف است. او دروغگوست. هیچگونه راستی در او وجود ندارد. "او دروغگوست وپدر تمام دروغگوهاست"[ناراستی] (یوحنا۸: ۴۴)

او قاتل ویک نابودگر است. او واقعا تجسم نفرت وپلیدی است. او کاملاً از بین رفته است وهیچگونه خوبی ندارد. شیطان آغازکننده ی همه ی پلیدی هاست. جرم وگناهی از این پلیدتر وکثیف تر برای او وجود ندارد. او دلیل تمام نفرت ها، کشتارها وسوء استفاده از زن ها وکودکان، اعتیاد به مواد، فسادها، خانواده های از هم پاشیده، مجادله ها ، جادوگری ها ونادرستی هاست. او از جنایت های پلید وشریری که بدست آدم های فاسد ومنحرف در برابر انسان های بی گناه رخ می دهد، لذت می برد. او بی رحم وبی بخشش است. زجر کشیدن ما باعث دلسوزی او نمی شود. خونریزی ومرگ ابزارهای او برای رسیدن به اهدافش هستند. او آمده است تا "بدزدد، بکشد ونابود کند" (یوحنا۱۰: ۱۰)

درباره ی سرنوشت ابدی شیطان از قبل تصمیم گیری شده است. مکانی با یک آتش ابدی برای او وفرشتگانش آماده شده است. (متی۲۵: ۴۱)

او مایل است تا می تواند تعداد زیادی از انسان ها را با خود در این عذاب شریک کند. او می داند که این کار را می تواند با تضعیف کردن ودر نهایت با از بین بردن ایمان ما، به خدا انجام دهد. او همچنین این کار را با به چالش کشیدن آشکار کلام خدا یا بوسیله ی تشویق زیرکانه ی مسیحیت به بی اشتیاقی وبه بی توجهی انجام می دهد. رهایی از چنگال شیطان وجود دارد. او کاری می کند که شما باور کنید که راهی برای خروج نیست. کتاب مقدس به ما می گوید که عیسی آمد تا اسیر را رها بخشد. او آمد تا زندگی ببخشد. عیسی همان راه، حقیقت وزندگی است. (یوحنا۱۴: ۶)

در طول زندگی او در زمین، قدرتش را در برابر شیطان با مقاومت کردن در برابر وسوسه های شیطان وبا تبعید کردن ارواح پلید به وسیله ی کلام خدا، نشان داد. (متی۴: ۱-۱۱ ومرقس۹: ۲۵-۲۶). عیسی بر قدرت شیطان، با مرگش بر روی صلیب وقیامش از مردگان غلبه کرد.

آیا ما می توانیم از این پیروزی سود ببریم وبر دشمن بزرگ خودمان غلبه کنیم؟ اول، باید بفهمیم که توسط شیطان اسیر شده وتوسط او محاصره شده بودیم. ما باید اعتراف کنیم که اگر در این مکان بمانیم گناه کرده ایم وگم شده ایم. وقتی که بفهمیم که نمی توانیم خود را با شیطان رستگار کنیم، باید با تمام قلبمان برای رسیدن به رستگاری خدا گریه کنیم. ما باید توبه کنیمو ، از گناهانمان دور شویم. ما باید با ایمان، خون ریخته شده ی عیسی مسیح برای گناهانمان را بپذیریم. ما باید خودمان را به خدا تسلیم کنیم، بخشندگی او را بپذریمو ، وفادارانه کلام او را اطاعت کنیم. وقتی که این شروط را انجام دهیم او به ما آرامش می دهد، پریشانی موجود در قلبمان را آرام می کند، گناهان ما را می بخشد، به ما ذات جدیدی می دهدو ، ما را یکی از فرزندان خود می کند. این به معنای تولد دوباره است. کسی که در برابر ندای خدا مقاومت کند هنوز در پادشاهی شیطان قرار داردو ، فریب دهنده سرانجام او را با خود به عذاب ابدی می برد.

اگر شما متوجه نقشه ی خدا که برای شما کشیده است، نمی شوید، کلام خدا را مطالعه کنید، با قلب صادق، او را عبادت کنیدو ، او راه را به شما نشان خواهد داد. خدا در حال صدا کردن شما استو ، می خواهد که شما، از بردگی شیطان فرار کنید. باشد که خدا شما را برکت دهد. مزامیر ۹۱ را بخوانید.

(لوقا۱۱: ۱۹- ۳۱)

            «توانگری بود که جامه از ارغوانو ، کتان لطیف به تن می‌کردو ، همه‌روزه به خوشگذرانی مشغول بود. فقیری ایلعازَر نام را بر درِ خانۀ او می‌نهادند که بدنش پوشیده از جراحت بود. ایلعازَر آرزو داشت با خرده‌های غذا که از سفرۀ آن توانگر فرو~می‌افتاد، خود را سیر کند. حتی سگان نیز می‌آمدندو ، زخمهایش را می‌لیسیدند. باری، آن فقیر مُردو ، فرشتگان او را به جوار ابراهیم بردند. توانگر نیز مُردو ، او را دفن کردند. امّا چون چشم در جهانِ مردگان گشود، خود را در عذاب یافت. از دور، ابراهیم را دیدو ، ایلعازَر را در جوارش. پس با صدای بلند گفت: ”ای پدر من ابراهیم، بر من ترحم کنو ، ایلعازَر را بفرست تا نوک انگشت خود را در آب تَر کندو ، زبانم را خنک سازد، زیرا در این آتش عذاب می‌کشم. “ امّا ابراهیم پاسخ داد: ”ای فرزند، به یاد آر که تو در زندگی، از چیزهای نیکوی خود بهره‌مند شدی، حال آنکه چیزهای بد نصیب ایلعازَر شد. اکنون او اینجا در آسایش استو ، تو در عذاب. از این گذشته، میان ماو ، شما پرتگاهی هست؛ آنان که بخواهند از اینجا نزد تو آیند نتوانند، و ، آنان نیز که آنجایند نتوانند نزد ما آیند. “ گفت: ”پس، ای پدر، تمنا اینکه ایلعازَر را به خانۀ پدرم بفرستی، زیرا مرا پنج برادر است. او را بفرست تا برادرانم را هشدار دهد، مبادا آنان نیز به این مکان عذاب درافتند. “ ابراهیم پاسخ داد: ”آنها موسیو ، انبیا را دارند، پس به سخنان ایشان گوش فرا~دهند. “ گفت: ”نه، ای پدر ما ابراهیم، بلکه اگر کسی از مردگان نزد آنها برود، توبه خواهند کرد. “ ابراهیم به او گفت: ”اگر به موسیو ، انبیا گوش نسپارند، حتی اگر کسی از مردگان زنده شود، مجاب نخواهند شد. “‌»

مطالب خواندنی اضافه:

لوقا۱۱: ۲۰-۲۳ . . . . . . یکی قوی تر از شیطان

رومیان۶: ۲۰-۲۳. . . . . رها شده از گناه

اشیاء۶۱: ۱. . . . . . . . . . . . . آزادی برای زندانی

رومیان۸: ۱-۲. . . . . . . . . آزادی از محکومیت

ارتباط با ما

درخواست بروشورها